مرکز رشد شريف

تئورى پنجره شكسته و فرهنگ سازمان

- تئوری پنجره شکسته می گوید ارتکاب جرم نتیجه یک نابسامانی است. اگر پنجره‌ای شکسته باشد و ترمیم (تعمیر) نشود، کسی که تمایل به شکستن قانون و زیر پا گذاشتن هنجارهای اجتماعی دارد با مشاهده بی‌تفاوتی جامعه (مدیران سازمان) به شکستن شیشه دیگری دست می‌زند چرا که احساس می‌کند در این جامعه (سازمان) هر کس می‌تواند هر کاری بکند بدون آن که توبیخ شود.

- تئوری پنجره شکسته هیچ یک از عوامل بروز جرم مثل فقر و بیکاری و اعتیاد را انکار نمی‌کند اما معتقد است همه این عناصر وقتی فرصت ظهور پیدا می‌کنند که زمینه و شرایط برای بروز آنها فراهم باشد.

- از نظر این تئوری، افراد هر قدر هم که شرور و هنجار شکن و مستعد مجرم بودن و مجرم شدن باشند نسبت به موقعیتی که در آن قرار می‌گیرند حساس هستند و رفتار خود را تا حدود زیادی بر اساس شرایطی که در آن قرار گرفته‌اند تنظیم می‌کنند.

بر اساس این تئوری، مدیران :

1- باید نسبت به رفتارهای ناهنجار و عملکردهای ضعیف حساس باشند و عکس العمل مناسب و فوری نشان دهند.

2- در این موارد نباید تسامح نشان دهند و مماشات کنند. سیاستی که در این مورد پیشنهاد شده سیاست تسامح صفر نام دارد.

3- باید کاری کنند که کارکنان عمیقاً احساس کنند که سازمان سر و سامان دارد و مدیران استانداردهایی دارند که کمتر از آن را نمی‌پذیرند و خطوط قرمزی دارند که اجازه عبور از آن را به هیچ کس نمی‌دهند.

- این تئوری معتقد است مشکلات را باید وقتی هنوز جزئی هستند و به اپیدمی تبدیل نشده و از فرط تکرار، عادی نشده‌اند، حل کرد. این همان چیزی است که آن را کنترل از سر منشاء و سر چشمه می نامند:
سر چشمه شاید گرفتن به بیل
چو پر شد نشاید گرفتن به پیل

-- منبع: کانال دکتر بهزاد ابوالعلایی - 960810